تبليغاتX
پاسخگو
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
امام زمان علیه السلام در ادیان دیگر
پرسش:
آرماگدون كه غربي‏ها به آن معتقدند يا دامن مي‏زنند چيست؟
پاسخ:
آرماگدون (Armageddon) يك عقيده مذهبي - تاريخي است كه مبتني بر اعتقاد به پايان رسيدن دنيا و رودررويي دو گروه خير و شر است؛ چنان كه فرهنگ ادوانس لزنر آن را چنين معنا كرده است
(1)"The final conflict between good and evil at the end of the world"
يعني رويارويي و نبرد نهايي ميان خير و شر در پايان جهان (آخرالزمان).
تقريباً همه اديان (با اختلاف در تعابير) اتفاق دارند كه در اين روز نيروهاي خير بر نيروهاي شر برتري يافته و خير و نيكي براي هميشه پيروز خواهد شد.
آرماگدون را مجازاً در هر نوع مبارزه و نبردي كه جنبه اسطوره‏اي داشته باشد و نيروهاي خير و شر در آن مقابل هم قرار گرفته باشند، به كار مي‏برند.
جنگ دوم جهاني را كه به شكست آلمان‏ها منتهي شد، نيروي آرماگدون‏وار مي‏نامند.
از اين رو در فرهنگ عامه انگليسي زبانان آرماگدون معناي مبارزه سرنوشت ساز، برخورد نهايي و آخرين رويارويي مي‏دهد. از اين جهت نبرد شواليه‏هاي پادشاه ريچارد با نيروهاي پرنس جان در تاريخ انگلستان مي‏تواند آرماگدون‏وار باشد، نيز مسابقه دو تيم فوتبال در مرحله نهايي مسابقات مي‏تواند آرماگدون لقب بگيرد!
معناي حقيقي آرماگدون، به لحاظ تطبيقي، مرادف با ظهور امام عصر(ع) در فرهنگ اسلامي و بازگشت عيسي مسيح(ع) در فرهنگ مسيحي و پيروزي اهوارامزدا بر اهريمن در فرهنگ زرتشتي است.
اين اعتقاد در صنعت سينماي آمريكا مورد توجه قرار گرفته است، منتهي با نگره‏اي منفي؛ بدين معنا كه تلاش مي‏شود ظهور منجي و موعود، نه مسئله‏اي براي نجات انسانيت از ظلم و پايان خون ريزي در عالم و پيدايش صلح باشد، بلكه رويه‏اي تازه در جنگ و خون ريزي تلقي شود، يا با ساختن آرماگدون‏هايي، حقيقت را به صورت افسانه معرفي كرده يا آن را تحريف كنند.
فيلم هايي از قبيل "نسترآداموس" شخصيت موعود را فردي خونريز و جنگجو معرفي مي‏كند كه با قساوت تمام به كشتار مي‏پردازد.
مسلّما انگيزه‏هاي سياسي پشت پرده‏اي در ساخت و ترويج اين نوع فيلم‏ها وجود دارد كه در اين جا نمي‏توان به آن پرداخت.
پي‏نوشت‏ها:
1 - Advancel Lerner,s Dictionary,p.54
2 - براي اطلاعات بيشتر ر.ك: خبرنامه دين پژوهان، دوره اول، شماره 3، هاليوود و مهدويت، گفتگو با آقاي حسن بلخاري، شهريور 1380.

 

[+] نوشته شده توسط محمد در 17:52 |
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
جوانان از ما چه سوال می کنند
۱- پرسش:
مي گويند انسان ها نسبت به چيزي كه از آن منع مي شوند، حريص تر مي گردند، پس چرا اسلام بر پوشش و عدم روابط زن و مرد تأكيد دارد؟
پاسخ:
طرفداران اخلاق جنسي معتقدند: آتش ميل و رغبت بشر در اثر منع و محدوديت فزوني مي گيرد و مشتعل تر مي گردد اما در اثر ارضا و اشباع، كاهش مي يابد و آرام مي گيرد. براي اين كه بشر را از توجه دائم به امور جنسي و عوارض ناشي از آن منصرف كنيم، يگانه راه صحيح آن است كه هر گونه قيد و ممنوعيتي را از جلوي پايش برداريم و به او آزادي بدهيم.(1) فرويد و پيروان وي بر اين اساس معتقد به آزادي غريزة جنسي شده اند اما استاد مطهري مي گويد: "اشتباه فرويد و امثال او در اين است كه پنداشته اند تنها راه آرام كردن غرايز، ارضا و اشباع بي حد و حصر آن ها است. اين ها فقط متوجه محدوديت ها و ممنوعيت ها و عواقب سوء آن ها شده اند. طرحشان اين است كه براي ايجاد آرامش اين غريزه بايد به آن آزادي مطلق داد. اين ها چون يك طرف قضيه را خوانده اند، توجه نكرده اند همان طور كه محدوديت و ممنوعيت، غريزه را سركوب و توليد عقده مي كند، رها كردن و تسليم شدن و در معرض تحريكات و تهييجات در آوردن، آن را ديوانه مي سازد و چون اين امكان وجود ندارد كه هر خواسته اي براي هر فردي برآورده شود، بلكه امكان ندارد همة خواسته هاي بي پايان يك فرد برآورده شود، غريزه بدتر سركوب مي شود و عقدة روحي به وجود مي آيد".(2) به نظر استاد مطهري براي آرامش غريزه دو چيز لازم است: ارضاي غريزه در حد نياز طبيعي و ديگري جلوگيري از تهييج و تحريك آن.(3) اما اين كه مي گويند: انسان نسبت به چيزي كه از آن منع شود حريص است، مطلب صحيحي است، ولي نيازمند به توضيح است. انسان به چيزي حرص مي ورزد كه هم از آن ممنوع شود و هم به سوي آن تحريك شود. به اصطلاح تمناي چيزي را در وجود شخصي بيدار كنند اما او را ممنوع سازند. اگر امري اصلاً عرضه نشود يا كم تر عرضه شود، حرص و ولع هم نسبت بدان كم تر خواهد بود.(4)
"فرويد" كه طرفدار سرسخت آزادي غريزة جنسي بود، متوجه شد خطا رفته است، از اين رو پيشنهاد كرد بايد آن را از راه خاص خودش به مسير ديگري منحرف كرد. "راسل" نيز كه به آزادي جنسي معتقد است، اعتراف كرده كه عطش روحي در مسائل جنسي غير از حرارت جسمي است. آن چه با ارضا تسكين مي يابد، حرارت جسمي است، نه عطش روحي. يعني روح انسان سيري ناپذير است و اگر چه شايد از نظر حرارت جسمي در زماني ارضا شود، اما چون انسان روح سيري ناپذير دارد، به آن حد قناعت نمي كند و مي خواهد از آن هم بالاتر رود. پس بايد گفت: آزادي در روابط زن و مرد و يا بي توجهي به حجاب، از حرص و ولع نسبت به شهوت، پيشگيري نمي كند، بلكه سبب شعله ور شدن شهوات مي گردد. آمار موجود در جهان گوياي اين واقعيت است. ره آورد آزادي جنسي در عصر حاضر، رفتارهاي خشونت آميز در روابط جنسي و استفاده قهر آميز از زنان و آزار جنسي در محل كار و بيماري هاي مقاربتي از جمله ايدز است. در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دورة زندگي شغلي خود به مدت طولاني دچار آزار جنسي مي گردند. در مورد تجاوز جنسي نيز بررسي ها در لندن آشكار ساخت كه از هر شش تن يك تن مورد تجاوز قرار گرفته بود.(6) بر اين اطلاعات بايد آمار همجنس بازي ها و كشانده شدن به راه هاي ديگر را اضافه كنيم كه همه نشان از آن دارد كه عطش روحي هيچ گاه سيري پذيري نيست. اگر آزادي جنسي و روابط آزاد زن و مرد، حرص و ولع را كاهش مي دهد، پس اتفاقات در غرب ناشي از چيست؟ بهتر است بگوييم آن قدر پيامدهاي بد زياد است كه نسبت به آن بي اهميت شده اند، نه آن كه ديگر تجاوزات و راه هاي انحراف مانند همجنس بازي ديگر وجود ندارد. مانند اين كه كسي به خانه اي وارد مي شود و مي بيند بچه هاي خانه ديوار را خراب كرده، فرش ها را پاره كرده و ظرف ها را شكسته، آن وقت مي بيند مادر خانه اصلاً ناراحت نيست يا توجه نمي كند. عدم توجه مادر، نشان آن نيست كه وضع خانه به هم ريخته و خراب نيست، بلكه ناشي از بي توجهي مادر به وضعيت است. اسلام نه به صورت مطلق، غريزة جنسي را محدود و سركوب كرده و نه آن را به طور مطلق آزاد گذارده است. به نظر مي رسد راه ميانه اي را مطرح كرده است و آن عبارت است از: ارضاي غريزة جنسي به صورت طبيعي و قانونمند با حفظ كرامت انساني و امنيت رواني جامعه؛ پرهيز از تحريك و تهييج غريزة جنسي و تأكيد بر آسان گيري در ازدواج.
فلسفة اصلي پوشش، حيا و عفت است كه خصلت بشري است و تمامي انسان ها آن را پذيرفته اند. البته نتايج ديگري نيز بر پوشش مترتّب است، مانند سلامت جامعه و حفظ اصالت خانواده.
جهت مطالعة بيشتر، كتاب مسئلة حجاب از استاد مطهري، كتاب زن از مهدي مهريزي را معرفي مي نماييم.
پي نوشت ها:
1. استاد مطهري، اخلاق جنسي در اسلام و غرب، ص 26.
2. همان، مسئلة حجاب، ص 130 ـ 140.
3. همان، ص 104.
4. همان، ص 105.
5. همان، ص 98.
6. مجلّه كتاب نقد، ش 17، ص 275.
[+] نوشته شده توسط محمد در 17:49 |
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
۲- پرسش:
اصولا چرا ديدن عكس هاي سكسي حرام است؟
پاسخ:
هدف غايي از آفرينش انسان، رسيدن به كمال و مقام قرب الهي است؛   «و ان الي ربك المنتهي»     (نجم، آيه 42) رسيدن به مقام طي كردن مقدماتي را نياز دارد، خداي متعال با آگاهي از همه ابعاد مادي و معنوي انسان، او را در اين راه به انجام اعمالي ترغيب كرده و از كارهاي ديگري باز داشته است؛ از جمله آن ها رفتارهايي است كه زمينه را براي انحراف جامعه از مسير صحيح و پاك فراهم مي كند، زيرا اين ويژگيو خصيصه انسان است كه در هر وادي جلو رفت، حد نهايي براي خودش نمي شناسد،   «بل يريد الانسان ليفجر امامه»     (قيامت، آيه 5)  بلكه آدمي مي خواهد كه در آينده نيز، به كارهاي ناشايست پردازد.
انسان اگر به وادي كمال قدم گذاشت تا بي نهايت پر مي كشد و اگر به وادي فساد و انحطاط قدم نهاد در آن جا هم تا بي نهايت جلو مي رود به گونه اي كه نمي توان آن را در جايي متوقف كرد. به همين جهت است كه مي بينيم در بخشي از آيه 31 سوره نور آمده است: «زنان هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود» از اين آيه برداشت مي شود كه اسلام به اندازه اي در مسايل مربوط به عفت عمومي سخت گير و موشكاف است كه هر گونه املي را دامن به آتش شهوت جوانان بزند، ممنوع مي كند.
ديدن عكس ها و فيلم هاي مبتذل، به ويژه جوانان را، در يك حال تحريك دائم قرار مي دهد تحريكي كه سبب كوبيدن اعصاب آنان و ايجاد هيجان هاي بيمارگونه عصبي و گاه سرچشمه امراض رواني مي گردد.
مهم تر از آن اينكه گناهان، پيوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار اين پيوند را قطع و ايمان او را زايل مي گردانند و بدين وسيله انسانيت انسان كه سرمايه وجودي انسان است را از او سلب مي كنند. لذا در آيات و روايات گناهان ظلم به نفس شمرده شده است.
عكس هاي سكس غريزه جنسي انسان را به طور افراطي تحريك كرده او را از فعاليت هاي مثبت انساني بازداشته به سمت ارتكاب فحشا و منكرات سوق مي دهد، به همين دليل خداي متعال از باب لطف و رحمتي كه دارد ما را از آن بر حذر داشته و به مسير درست هدايت نموده است.
تحقيقات محققان نشان مي دهد كه ديدن فيلم ها و عكس هاي مبتذل و مشاهده رفتارهاي ضداخلاقي، اعمال غيراخلاقي را در پي دارد، به همين دليل «رابرت مريوخ» مالك شبكه ماهواره اي تي،وي استار آمريكا در مصاحبه اي در هندوستان گفت: «من هرگز به بچه هايم اجازه تماشاي اين برنامه ها را نمي دهم». (روزنامه اطلاعات، 25/5/1373)
افزون بر موارد ياد شده، ديدن عكس هاي مبتذل، پي آمدهاي تأسف باري را به دنبال دارد از جمله:
1. محروم شدن از لذت انس با خدا
2. مردن دل ها
3. پاره شدن پرده هاي عصمت و رواج بي عفتي و بي حيايي
4. سبك شدن عقل
5. گسترش دامنه ي فحشا و افزايش فرزندان نامشروع در جامعه
6. سقوط شخصيت زن و مرد و تبديل شدن به وسيله اي براي اشباع هوس هاي سركش
7. شهوت پرستي و خوش گذراني
8. از هم گسيختگي زندگي زناشويي و ...
[+] نوشته شده توسط محمد در 17:47 |
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386
عکس
016.jpg1175086380.jpg 
[+] نوشته شده توسط محمد در 17:44 |
 

Design  by www.Abdinasab.ir